استاد حسینی نژاد ( سید حسینقلی قائم مقام فراهانی نوه قائم مقام فراهانی  صاحب منشات و استاد نثر فارسی ) متولد 1298 اراک از تبار سادات طباطبایی اراک – یساول و چندار  از کودکی قرآن و نوشتار نستعلیق را فراگرفت. پیش از رسیدن به سن بلوغ خودش تفسیر ابوالفتوح رازی و زَمَخشَری و فخررازی 10 جلدی را می خواند   و سپس  وارد دانشسرای عالی شد ( این دانشسرا اکنون واقع در ضلع شمالی میدان بهارستان و زیر نظر دانشگاه تهران تبدیل به "موزه علم شده". در واقع احتمالا بعد از دار الفنون مرحوم امیر کبیر و مدرسه عالی حقوق به تاسیس موسیو ادُلف پِِرنی  نخستین دانشگاه ایرانی رسمی بود.)  و پس از شاگردی نزد اساتید مبرز ادبیات فارسی آن زمان خصوصا مرحوم محمد حسین بشرویه معروف به بدیع الزمان فروزانفر( استاد بشرویه که نزد ادیب ثانی نیشابوری تلمذ کرده بود همچون دو استادِ ادیب  از اساتید بلا منازع رشته دشوار ادبیات عرب جاهلیت بود. این اشعار که درباره دهگانه یا هفت گانه بودن  و تقدم و تاخر شعرای آن نزد بزرگان ادب عربی خصوصا ابوعلی فارسی ، خطیب تبریری و ابوریحان بیرونی [ ابوریحان بیرونی گذشته از آنکه یا رایاضی دان و منجم بود از ادبا عربی – فارسی و شارح معقات عشر بوده ] و ادیب اول نیشابوری اختلاف است از مباحث غامض ادبیات عرب است زیرا معانی بکار رفته در آن اشعار برای صاحب نظران علوم اسلامی جهت فهم فضای ظهور  دین اسلام مهم است از این گذشته  مرحله عالی ادبیات عرب است و استاد این فن اصطلاحا خِرّیط الادب نام میگیرد[ خریط  در عربستان گیاه خشکی بوده که هم علوفه خوبی برای شتر بوده هم  ماده خوبی برای آتش برافروختن و کندن ان را خرط القِطاط  می گفتند زیرا اتصالی محکم با زمین داشت و با داس و بیل هم بیرون نمی آمد دارای خارهای خشکی بود که دست حتما خون آلود میشد؛ اما برخی اعراب آنچنان مهارتی داشتند با دست خالی و با یک حرکت همین گیاه بیرون میکشیدند از این رو ؛ از آن زمان در علم اصطلاح شد که به فرد مهار در علم خِریط العلم می گویند یعنی کسی که دشواری دیگران در حل غوامض علم خاصی برای او به تعبیر امروزی آب خوردن بوده. بنابراین استاد معلقات عشر یا به قولی سبع به خریط ادب عرب معروف میشود.  ] ) موفق به اخذ مدرک دکتری زبان فارسی گردید.

در همین خصوص استاد پس از اتمام دکتری حقوق که شرح آن در آینده خواهد آمد. برای ادامه تحصیل آکادمیک در زبان عربی به دانشگاه الازهر مصر رفت و  از روی علاقه به علوم دینی  در چهار شعبه حنفی حنبلی و مالکی و شافعی مدرک دکتری دریافت نمود و هم پس از گذراندن  دوره دکتری نزد توفیق الحکیم و استاد معروف ادبیات عرب،  طه حسین و استاد شهیر آن دیار محمد ابوزهره  صاحب العقوبه  موفق به اخذ مدرک "فوق دکتری" زبان و ادبیات عربی و دکتری مذاهب اربعه شد و به همین مناسبت از خدمت محمد ابوزهره در فقه سنت درجه اجتهاد دریافت نمود [ البته گفتنی است دانشگاه الازهر مصر در دوره استاد شرط ورود داشت که آن تسلط به سه زبان غیر از زبان عربی و حفظ بودن  لااقل دو سوم قرآن و بعد شخص به عنوان دانشجو پذیرفته می شود   ]  استاد در همین دوران با زبان آلمانی و انگلیسی هم آشنا بود و چنانچه خودشان روایت می کنند می گویند

چیزهایی مثل عنوان و مدرک تافل بنظرم مضحک است چون یا نباید زبان را خواند، و یا اگر کسی می خواهد زبان خارجی بخواند و بداند؛ اول باید زبان فارسی بداند سپس اگر انگلیسی می خواند باید اگر تافل دارد بداند که فقط آشنا به مقدمات است و باید تمام آثار ادبی مثل آثار شکسپیر را بخواند، نظم و نثر و بلاغت را هم بخواند و الا اگر غیر از این باشد، شاید بگوییم زبان نخوانده که زبان بفهمد بلکه برای دلبری از جنس مخالف زبان خوانده.

بنابراین استاد به آلمان و انگلیس سفر کردند و تا اخذ دکتری هر دو زبان خواندند تا جایی که می گویند کتابی را خواندم درباره عشق یک دختر به یک پسر به زبان آلمانی نام لسینگ استاد می گویند دو نکته نظر من را جلب کرد یکی حرارتی که عبارات کتاب داشت دوم نویسنده با چنان قدرتی وصف نا پذیر همان حس عشق بین دو دختر و پسر را به خواننده منتقل می کند. بنابراین من به توجه اینکه باید زبان مبدا و به مقصد  برسد نام کتاب را بهای آزادی گذاشتم و متن آلمانی را ضمن ترجمه فارسی خودم آوردم.

مرتبا تاکید داشتند ترجمه باید فارسی باشد. چنانکه اثر معروف سکشپیر به نام as  you like  it  را ترجمه کردند به " هر طور دلت می خواهد که فرانسه  می شود comme  il  vous plaira  این اثر  نیز از شاهکار های شکسپیر است.

در میان زبان شناسان انگلیسی مرحوم مجتبی مینوی را بسیار تعریف می کردند تا جایی می گویند : روزی در لندن به کتاب فروشی رفتم؛ گفتم: آقا شرح هاملت دارید؟ فروشنده گفت: آقا شما ایرانی هستید؟ گفتم : بله. گفت اینجا چه می کنید؟ گفتم دانشجوی ادبیات انگلیسی هستم. گفت : شما مجتبی مینوی را می شناسید ؟ گفتم: بله بالاخره او هم ایرانی هست. گفت: من هم دکتر زبان انگلیسی هستم اما آرزو می کردم از دو چشم کور بودم اما به اندازه مجتبی مینوی ادبیات انگلیسی را می فهمیدم.

البته باید بیفزاییم مرحوم مینوی حاشیه های عالی هم به سعدی و فردوسی و خاقانی زدند.

استاد زمانی که به ایران بازگشتند و همزمان در پست قضا  قاضی بودند دنبال کتاب اسرار البلاغه جرجانی می گشتند. درباره اسرار البلاغه استاد می گویند این کتاب  در کنار مطول تفتازانی از آثار ادبی مهم عربی است که لااقل باید در دوره دکتری عربی تمام آن خوانده شود. ایشان می گویند متن عربی را پیدا نکردم تا اینکه روزی در خیابان انقلاب به ترجمه آقای دکتر ج. ت  برخورد کردم که روی کتاب نوشته بود استاد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران. زمانی هم که جویا شدم گفتند ایشان از اساتید مبرز زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران است. کتاب را خواندم. عصبانی شدم. به دوستام سپردند که حتما متن عربی را از لبنان بیاورند. آوردند. من هم در مقاله در کیهان فرهنگی حدود سال 64 خطاب به آقای دکتر ج.ت نوشتم. آقای دکتر ج.ت استاد ممتاز دانشگاه تهران. همانطوری که می دانید اسراربلاغه دارای شواهد یا اشعاری عالی در عربی است.

عین عبارت استاد در صفحه 15 کیهان فرهنگی سال 1365 شماره 30 : « ترجمه اسرار البلاغه غالبا،  نه،  با متن مطابقت دارد، و نه اگر متن را کنار بگذاریم، از خود عبارت  فارسی می توان مطلبی دریافت؛ اینک ما از موارد فراوان،  مختصری ذکر می کنیم ... »   

آقای دکتر شما هیچ اشعار را نفهمیدید و همه را غلط معنی کردید و هیچ شعری درست معنی نشده. در حالی می دانید تمام بهای ادبیات به شعر است یعنی با شعر خواننده مفهوم ظرافت های ادبی و صنایع را می داند.

آقای دکتر ج.ت مقاله را می بیند و می گویند حسینقلی حسینی نژاد کیست؟ چه کاره است؟ روی کدام مبنا به من اینقدر توهین کرده؟ به دنبال استاد می گردد و می بیند ایشان اصلا در هیچ رشته ادبی عربی و فارسی استادی نمی کنند. تا اینکه با مرحوم آیت الله دکتر گرجی برخورد می کند و استاد گرجی می گویند: آقای دکتر ج.ت البته که ایشان را می شناسم. اسم ایشان مستعار نیست حسینقلی نام کوچک و حسینی نژاد نام خانوادگی سجلی  ایشان و قاضی بازنشسته دادگستری هستند و استاد حقوق خانواده متون حقوقی انگلیسی و ادله اثبات دعوا در دانشگاه شهید بهشتی. دکتر ج.ت می گوید دکتر حقوق را چه  به ادبیات!  برود دنبال کار خود!. به من گفته، تو شعرهای جرجانی را اصلا نفهمیدی و غلط معنی کردی! او به من توهین کرده من استاد تمام پایه 30  دانشگاه تهران هستم و رئیس گروه ادبیات عربی.

مرحوم دکتر گرجی می گوید خیر آقای دکتر، از قضا ایشان هم دکتر فارسی و شاگرد بدیع الزمان و همایی بودند هم در الازهر مصر فوق دکتری عربی دارند.  و آقای دکتر ج.ت متوجه می شود بله. اصلا اشعار را نفهمیده و فارسی بلد نیست. و سکوت اختیار میکند وهیچ نمی گوید.

به نقل مرحوم استاد گرجی ایشان وقتی می فهمند استاد حسینی نژاد هم دکتر فارسی هستند هم عربی هم فرانسه هم آلمانی هم انگلیسی می بیند بهترن کار سکوت است زیرا استاد با استدلال در کیهان فرهنگی ترجمه ایشان را رد کرده بودند.

البته من تکرار می کنم استاد در ابتدا اولین ایراد تکنیکی که به ایشان گرفته بودند این بود که : یکی بیاد بما بگوید این فارسیش یعنی چه؟

یعنی اگر آقای دکتر ج.ت خودش می خواند متوجه میشد که فارسی آن معنی ندارد.  وقتی فارسی معلوم نباشد یعنی کسی که خواسته زبان مبدا را به مقصد ببرد در این کار موفق نشده.

کتاب دیگری است نوشته سید محمدباقر یزدی در شرح اشعار مغنی البیب و استاد در حاشیه نوشته اند که این فارسیش یعنی چه.ایشان هم همه اشعار را غلط معنی کرده بودند.

البته باید گفت اگر هر خواننده ای حتی در حقوق به آثار استاد برخورد کند می بیند استاد حسینی نژاد چنانکه که گفتیم همان مقدار در ادبیاتعرب تسلط داشت که به اشعار گوته و شیلر آلمانی و اینکه ایشان هم ادیب بودند هم حقوق دان یا بهتر بگویم پدرعلم حقوق سخنی است که استاد کاتوزیان هم تایید می کنند. تا آنجا که روزی  استاد کاتوزیان به استاد حسینی نژاد تلفن می کنند. می گویند حسینقلی  "ضَربُ لَبَن" یعنی چه؟  "زدن شیر" در عربی چه معنی می دهد. استاد حسینی نژاد به استاد کاتوزیان  می گوید ناصر متاسفانه شما غلط خواندی این لَبَن نیست بلکه لِبن است و لبن یعنی خشت یعنی کوبیدن خشت برای تبدیل به آجر و لِبنَه هم یعنی خشت خام.

یکی ضرافتهای استاد این بود که متنی را استاد معظم دکتر علی حسین نجفی ابرند آبادی به زیور طبع آراسته بودند. به نام نظام های بزرگ سیاست جنایی. استاد نجفی از زمره فارغ التحصیلان فرانسه هستند که چندین استاد ممتاز علوم جنایی فرانسوی احاطه ایشان به زبان فرانسه را ستوده اند. و دست پروده های استاد خود از اساتید مبرز تهران و شهرستان هستند. واژه را استاد ترجمه کرده بودند به  "دولت قانون مدار" استاد حسینی نژاد زمانی که من داشتم درباره تحول سیاست جنایی با ایشان صحبت می کردم اشاره به نظر خانم دلماس مارتی به ترجمه دکتر نجفی کردم.  به محض اینکه دیدند فرانسه را. گفتند: آخ آخ  آقا یعنی چه! این فارسی نیست.( استاد حسینی نژاد دکتر حقوق خصوصی بودند ) به من گفتند مدار بودن یعنی چه دیگر ؟ ما در فارسی مدار ومحور نداریم.  واژه فرانسه بود état  de  droit   استاد گفت  اِتا یعنی حکومت فارسیش میشه حکومت قانونی. [ البته با این نکته این یک واژه حقوق اداری است و اخیرا در سیاست جنایی استعمال میشود.] و گفتند مدار و محور فارسی نیست باید از "یا" نسبت استفاده شود. [ جهت اطلاع علاقمندان فرانسه حقوقی اتا در حقوق مدنی همراه سیویل یا  état  civil یعنی  احوال شخصیه ]

این موضوع گذشت نداستم حرف استاد حسینی نژاد را ملاک بگذارم و من هم حکومت قانونی بخوانم یا دولت قانون مدار استاد نجفی.زیرا دولت و حکومت معانی متفاوتی می توانند داشته باشند. زیرا هر دو از اساتید مبرز هستند. البته منظور استاد نجفی از دولت قانون مدار دولتی بود که به نفس قانون کار ندارد بلکه به " آثار قانون" کار دارد ولی حکومت قانون یعنی احترام گذاشتن به قانون. البته در فارسی درست است ولی واژه فرانسه حکومت قانون معنا می دهد.

تا اینکه تصمیم گرفتم یک بار دیگر لیسانس حقوق در فرانسه بخوانم.کتاب استاد فیلیپ ملری  را می خواندم.به صفحه سوم رسیدم دیدم بعد مبحث  "حقوق چیست و فروتنی  در حقوق" نوشته état de droit  .نظرم خیلی جلب شدم دیدم استاد ملری نوشته اند که اولین بار حقوق آلمان به نام  قشت اشتات  مطرح شده  rechtsstaat  توسط کانت  و جلو تر دیدم که استاد در متن ریز نوشته معنی کرده

  la notion britannique  de  rule of  law  c’est  à  dire règne  du  droit ; celle –ci  est  emprunté dans  notre  droit

استاد ملری در این باره در متن صفحه 3 مقدمه حقوق می گوید

état de droit, c’est  le  gouvernement  des  lois, non des hommes ( Imperia  legum  potentiora  quam  hominum )

و بعد توضیح می دهد ریشه این ادبیات در نوشته های ارسطو فیلسوف و سیسِرون  مقنن یونانی است و آن را یکی از آثار اجرای قاعده حقوقی می داند.که در شاهبیت صفحه 3 می گوید

La  règle du droit construit  l’état du droit  mais elle peut aussi  aboutir  à l’excès  de droit.

قاعده حقوقی حکومت قانون را تشکیل می دهد؛ لکن قاعده حقوقی می تواند به تجاوز از حقوق نیز منتهی بشود. [ متاسفانه استاد ملری اینجا وارد بحث سنگینی شده که مایل بودیم در مباحث مقدمه حقوق آن را توضیح می دادیم. ]

 

 

یعنی مفهوم بریتانیایی  رول آب لا یا  اِتا دو دوروآ  به فرانسه می شود حکومت قانون. یعنی استاد ملری آن را به فرانسه همان معنا کرده بود که استاد حسینی نژاد بعد از شاید 50 سال دوری از فرانسه فهمیدند و باز فهمیدم ما حقوق خوانان اصلا به فارسی بودن توجه نمی کنیم. نه اینکه استاد نجفی عبارت فرانسه را نفهمیده بودند تسلط استاد نجفی ابرند آبادی به فرانسه اینکه ایشان بدون غلط فنی گرامری و انشایی می توانند به فرانسه بنویسند زبانزد معروف ترین استاد حقوق در فرانسه است. زیرا زبان فرانسه خاصیتی دارد که حداقل باید 10 سال روی آن کار شود تا شخص اصطلاحا فرانسوی یا فرانسه فهم بنویسد و صحبت کند.  لکن دولت قانون مدار معنایی غیر از حکومت قانون دارد. که استاد ملری آن را اثر قاعده حقوقی می داند. می گوید اثر قاعده حقوقی تولید و تاسیس حکومت قانون است. مطلبی که استاد می ری دلماس مارتی هم در کتاب سیاست جنایی روی آن پا فشاری می کنند.       

بنابراین یکی از تاکیدات استاد  خواندن زبان و ادبیات فارسی بود. زیرا اگر حقوق خوان عبارات فارسی مثل نثر و نظم را نخواند و قالب زبان فارسی گفتگو یا جملات کلیشه ای اداری بخواهد در حقوق پیاده کند. صد درصد مقصد عدالت آنی نخواهد بود که انتظار می رود. این مهم تا بدان حد است که استاد مالری اثری دارند به نام ادبیات و حقوق. یعنی این مطلب منحصر در زبان فارسی نیست. کسانی که با متون  انگلیسی یا آلمانی یا فرانسه و زبان های دیگر حقوقی سر و کار دارند. حتما متوجه این مطلب شده اند که عبارت مبهم وجود ندارد. غلط دیکته ای علامت گذاری یا عبارت بندی مشاهده نمی شود. در حالی که در کتب حقوقی داخلی کتابهایی که بدون ایراد باشند به تعداد انگشتان یک دست نمی رسند.

اثر عدم دقت به زبان فارسی این است که اهمیت ندادن به آن موجب میشود یک رای دادگاه غلط انشا شود یا یک وکیل نتواند یک لایحه گویا مستدل و مختصر و خوانا تنظیم کند.

مستند فرمایش استاد تا انجا هست که علی رغم فراغت از تحصیل دوستان بسیاری در مقطع دکتری حقوق تالیفات یا ترجمه ها غلط است و همان زبان محاوره در ترجمه پیدا می شود.  یا نویسنده تکه های کتب دیگران را می چسباند و تالیف می کند.

پس بی تردید عدم آشنایی با زبان فارسی به تعبیر استاد یعنی کُشتن حقوق.

مدارک تحصیلی استاد حسینقلی حسینی نژاد

دکتری زبان و ادبیات فارسی و اتمام  تحصیلات حوزوی کسب اجازه اجتهاد – دکتری حقوق خصوصی مبحث ارث 1340 دانشگاه تهران با مرحوم   علامه سنگلجی - دکتری زبان و ادبیات عربی الازهرو همزمان دکتری مذاهب اربعه اسلامی از قاهره – دکتری زبان و ادبیات فرانسه – دکتری حقوق خصوصی  با عنوان تز "بیع شرط در حقوق ایران" از پاریس سوربن فرانسه زیر نظر پروفسور  ژزف شوالیه - دکتری زبان و ادبیات آلمانی در شاخه مقایسه حافظ و گته- دکتری حقوق خصوصی رشته قراردادهای بین المللی دانشگاه لندن – دکتری زبان و ادبیات انگلیسی – آشنا با روسی تلسط به ادبیات ترکی و اشعار محمد حسین بهجت تبریزی – تسلط به قرائت خط میخی – تسلط به پهلوی اشکانی – آشنا با لاتین –

آثار : حقوق کیفری بین المللی دو جلد نشر میزان – مسئولیت مدنی نشر مجد – مباحثی در علم اصول فقه مجله کانون وکلا –  ترجمه مناظره دو فیلسوف ولتر و بکاریا  کانون وکلا – ترجمه مقدمه ابن خلدون – ترجمه کتاب بهای آزادی از آلمانی – ترجمه کتاب وکالت نوشته دکتر عبدالرزاق احمد سنهوری نویسنده مصری نشر حقوقدان -   مجازاتها در قرآن – زن در دو آیینه- حقوق خانواده مدنی 5 دانشگاه شهید بهشتی ( هنوز منتشر نشده ) ادله اثبات دعوا در دانشگاه شهید بهشتی نشر دانش نگار -  دفاع اجتماعی یا نظر کوتاه درباره حقوق کیفری  کانون وکلا – ترجمه رساله جرایم و مجازاتها کانون وکلا – ترجمه قانون سردفتری آلمان در کانون سردفتران – سخنرانی در همایش زن  حقوق کیفری در دانشگاه شهید بهشتی -